تبليغاتX
::. دانلود فیلم ، مستند ، بازی ، کارتون

نامه ی دختر دانشجو به استاد !!!!!

خدمت جناب دکتر ... استاد محترم فارسی:


باسلام و عرض خسته نباشید خدمت شما چند پیشنهاد داشتم که امیدوارم مفید واقع شود.درابتدا از روش زیبای تدریس شما بسیار تشکر میکنم:


۱.استاد شما خیلی خمیازه میکشید واین باعث میشود ماهمه خوابمان بگیرد.بعضی از دانشجویان با اینکار شما خوابشون میگیرد ودائم به دستشویی میروند تا دست ورویشان را بشویند واینکار باعث میشود که نتوانند خوب درس بخوانند.


۲.استاد شما خیلی به موهای بلند وبلوندتان دست میزنید.بعضی از دانشجویان دختر کلاس با اینکار شما مات ومبهوت میمانند ونمیتوانند به درس تمرکز داشته باشند.


۳.استادشما خیلی خوشگلید.و برای همین من نمیتوانم به شما نگاه نکنم.پس خواهش میکنم اینقدر به من نگویید نگاهت به کتابت باشه.


۴.استاددیروز یکی از همکلاسیهام درباره شما خیلی بد صحبت میکرد.راستش من خیلی بهم برخورد چون راستش شمارا خیلی دوست دارم وبرای همین با او به شدت دعوا کردم.اینکار باعث شدهمه فکرکنند من به شما علاقه دارم.اما خوب میدونیدمن فقط پسری را دوست خواهم داشت که مثل شما قدبلند باشه وموهای بلوند داشته باشه.


۵.استاددیروز پدرم به دانشگاه آمدومن شمارا یواشکی به اونشان دادم.پدرم شما را پسندید.نمیدانید چقدر خوشحال شدم.


۶.استاد آخه چراشماهفته پیش سرکلاس نیامدید؟من خیلی دلم براتون تنگ شده بود.دلم هم خیلی شور افتاده بود.نمیدونیدجلسه بعدکه شمارادیدم.چقدر خوشحال شدم.

امیدوارم ناراحت نشده باشید.بهرحال انتقاد همیشه باعث اعتلای سطح آموزشی میشه.راستش منهم دوست ندارم شمااز دست من ناراحت بشید.برای همین اگر احتمالا ناراحتتون کردم ازتون معذرت میخوام.
4.gif12.gif

+  | 

طنز

خواجــــه پیشی
پیرو طرح عقیم‌سازی گربه‌های تهرانی

 

 

بلا دور از جنابت خواجــــه پیشی!
شنیدم بعــــد از این بابا نمی‌شی!

گرفتند و شمــــــا را اختــه کردند
دکان عـــــــاشقی را تخته کردند

چه پیش آمد تو را یکباره پیشی!؟
چه می گویم چه پیشی و چه پیشی؟!

تو بودی فتحعلی شاه و به ناچار
شدی آغـــــــــــــا محمّدخان قاجار!

بمیـرم از برای آن سبیلــــــــــــت
برای جسم و جـــــان زخم و زیلت

نشو غمگین فدای اخم و تخمت
اگر اخته نمودندت به... هر حال!

لبت زین اختگـــــی پرخنده باشد
که خود"پیش" آمدی فرخنده باشد

چرا نفرین و اینســــان گریه زاری
دعایی کـــــــــن به جان شهرداری

همان بهتر در این عصـــــر گرانی
مجـــرد باشی و تنهـــــــا بمانی

چو شد از سر غم اهل و عیالت
شوی فارغ ز غصّه، خوش به حالت

زمانی که شدی عاری ز مردی
ز بند مشکلات آزاد گــــــــــردی

غم نــــــــــــــان و معــاش خانواده
توقّعهــــــــای یـــــــــــــــار پرافاده

ز عشق دلبری نـــاز و سه ساله(1)
اضافـــه کــــــــار در سطــــــــل زباله

"فدایت گردم" و آی لاو یــــو"ها
ســـــــــــر دیوار، انواع میــــــــوها!

برای حفـظ او بـــــــا صــــد فلاکت
جدل بــا گربه‌هــــــــای بی‌نزاکت

برای شـــــــام فرزندان بیمــــــار
بسی سگ‌دو زدن در کــوی و بازار

اگــــــــــــر پایش بیفتد گاه دزدی
نه رسمی همچو ماها؛ روزمزدی!

میان بچه هــــــــای تخس و پر رو
به دام افتادن و خوردن ز هرســـو!

فرود سنگ روی پـــــــــــــا و کله
کتک خوردن ز قصــــــــاب محله

مگر یابی ز جـــــــایی استخوانی
سر سفـــــــــره گذاری تکّه نانی...

*

از آنســـــــو در غم مردی نزن زار
که دنیــا گشته از این جنس بیزار

ز مردان بر نمی خیزد بخـــــــاری
که افکندند مردی را به خـــــواری

زمانه پر ز نامردی است پیشی!
که از مـردی سبیلی ماند و ریشی

رها از آنچـــــه می دانیم و دانی
برو لذت ببــــــــر از زندگـــــــانی!


............ ......... .........
(1). در ادبیات گربه‌ها، معادل معشوق 14ساله‌ی ماست!

+  |